«لا إله إلّا اللّه» یعنی از تمام مکتب‌ها بریدن و به مکتب انبیا و امامان علیهم السلام پیوستن؛ یعنی فهم قرآن و عمل به تمام دستورها و قوانین الهی؛ یعنی آراسته شدن به صلاح و سداد و عفّت و تقوا.

«لا إله إلّا اللّه» یعنی پایان دادن حکومت هوای نفس در وجود؛ یعنی پاک کردن تمام رذایل اخلاقی از صفحه نفس؛ یعنی آراسته شدن به حسنات اخلاقی، یعنی خلوص و پاکی؛ یعنی بصیرت و بینایی؛ یعنی هم چون انبیا با تمام طاغوت‌ها تا ریشه کن کردن آنان مبارزه کردن؛ یعنی ریشه تمام گناهان را از سرزمین وجود خویش درآوردن و به جای آن نهال عمل صالح کاشتن.

«لا إله إلّا اللّه» یعنی از تمام مکتب‌ها بریدن و به مکتب انبیا و امامان علیهم السلام پیوستن؛ یعنی فهم قرآن و عمل به تمام دستورها و قوانین الهی؛ یعنی آراسته شدن به صلاح و سداد و عفّت و تقوا.

لا إله إلّا اللّه» یعنی از تمام مکتب‌ها بریدن و به مکتب انبیا و امامان علیهم السلام پیوستن؛ یعنی فهم قرآن و عمل به تمام دستورها و قوانین الهی؛ یعنی آراسته شدن به صلاح و سداد و عفّت و تقوا.

«لا إله إلّا اللّه» یعنی پایان دادن حکومت هوای نفس در وجود؛ یعنی پاک کردن تمام رذایل اخلاقی از صفحه نفس؛ یعنی آراسته شدن به حسنات اخلاقی، یعنی خلوص و پاکی؛ یعنی بصیرت و بینایی؛ یعنی هم چون انبیا با تمام طاغوت‌ها تا ریشه کن کردن آنان مبارزه کردن؛ یعنی ریشه تمام گناهان را از سرزمین وجود خویش درآوردن و به جای آن نهال عمل صالح کاشتن.

«لا إله إلّا اللّه» یعنی از تمام مکتب‌ها بریدن و به مکتب انبیا و امامان علیهم السلام پیوستن؛ یعنی فهم قرآن و عمل به تمام دستورها و قوانین الهی؛ یعنی آراسته شدن به صلاح و سداد و عفّت و تقوا.

«لا إله إلّا اللّه» یعنی همه روز خود را به پاکی سر بردن و شب خود را به پاکی و طهارت و عبادت به روز آوردن؛ یعنی در مقابل حوادثی که بر مسلمانان می‌رود بی‌تفاوت نماند، یعنی حلّ مشکلات عباد خدا برای رضای خدا.

این همه ثواب، فقط به گفتار تنهای زبان نیست و ارجحیّت آن بر آسمان‌های هفتگانه و زمین در گفتن تنهای آن خلاصه نمی‌شود، بلکه این ارجحیّت در تجلّی حقیقت «لا إله إلّا اللّه» در هستی و عمل و اخلاق انسان است.

رابطه ما با حقیقت «لا إله إلّا اللّه» در حد قدرت و امکان و تکلیف خودمان باید همانند رابطه انبیا و امامان علیهم السلام و عاشقان با آن باشد.

آیات و روایاتی که درباره اهل توحید و اهل ایمان آمده بخوانید و در آن دقّت کنید تا به ارزش آنان و رابطه با توحید به معنای حقیقی، پی ببرید.

عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ: الْمُوْجِبَتَانِ: مَنْ مَاتَ یَشْهَدْ أَنْ لا الهَ إلّااللّهُ دَخَلَ الْجَنَّةَ وَمَنْ مَاتَ یُشْرِکْ بِاللّهِ دَخَلَ النَّارَ «جامع الأخبار: 1/ 50، فصل 24؛ بحار الأنوار: 3/ 4، باب 1، حدیث 10.»

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: دو چیز موجب دو چیز است: یکی مرگ با شهادت به «لا اله الا اللّه» که سبب ورود به بهشت است و دیگر، شرک که مردن با آن باعث دخول به جهنم است.

کسی که به حقیقت می‌گوید: «لا إله إلّا اللّه»، کسی که به این شعار والای همه انبیا و امامان علیهم السلام و عاشقان واقعیت قایل است، از قیمتی برخوردار است که همه عالم از آن قیمت برخوردار نیست

از مصادیق بارز شرک، قبول حکومت هوی و هوس و امیال و غرائز و قبول حکومت و دخالت طاغوت‌ها در زندگی است. پیروان بنی‌امیه و بنی‌عباس، پیروان فرعون و نمرود، پیروان آمریکا و روس در هر لباسی که بودند و هستند بنا بر صریح آیات الهی، مشرکند و به فرموده قرآن مجید، دچار ظلم عظیم و جایگاهی در قیامت به جز آتش جهنم ندارند.

شرک مبارزه با خدا و حقایق است، شرک مبارزه با انبیا و امامان علیهم السلام است، شرک مبارزه با حسنات و آشتی با سیّئات است، گناهی بزرگ‌تر و پلیدتر از گناه شرک وجود ندارد، شرک ریشه کفر و نفاق و علّت آلوده شدن انسان به تمام معاصی و گناهان است. امام صادق علیه‌السلام در روایات بسیاری، اعمال حسنه و عبادات بنی‌امیّه و بنی‌عباس و پیروان آن‌ها را به حکم صریح قرآن در بسیاری از آیات باطل اعلام کردند و به اصحاب خود فرمودند: گول این گریه‌ها و طول رکوع‌ها و سجودها و روزه و حجّ و زکات را مخورید که اینان به خاطر قبول حکومت بنی‌امیّه و بنی‌عباس مشرکند و عملی از آنان در روز قیامت پذیرفته نیست!! «نوع این روایات در الکافی باب حجت و بحار الأنوار فراوان است.»

جابر جعفی از امام باقر علیه‌السلام روایت می‌کند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

به مردگان خود کلمه «لا إله إلّا اللّه» را تلقین نمایید؛ زیرا باعث آمرزش گناهان آنان است، عرض کردند: گفتن آن در حال صحت و سلامت چه گونه است؟ سه مرتبه فرمود: بیش‌تر گناهان را منهدم می‌کند، برای این که کلمه طیّبه «لا إله إلّا اللّه» در زندگی و مرگ و حشر، مایه انس است. پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرماید: جبرئیل گفت: کاش انسان‌ها را که در محشر دو گروهند می‌دیدی: یک گویندگان و معتقدان به «لا إله إلّا اللّه» که با روی‌های درخشان محشور می‌شوند و ذکرشان کلمه طیّبه «و اللّه اکبر» است و دیگر مشرکین که با صورت‌های سیاه به محشر آمده و شیون کنان می‌گویند: ای وای بر ما، تباه شدیم و هلاک گشتیم!! «وسائل الشیعة: 2/ 456، باب 36، حدیث 2638»

قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله: ثَمَنُ الْجَنَّةِ لا إِلهَ إلّااللّهُ «ثواب الأعمال: 2، ثواب من قال لا اله الّا اللّه؛ بحار الأنوار: 90/ 201، باب 5، حدیث 33.»

نبیّ اسلام فرمود: بها و قیمت بهشت «لا اله الا اللّه» است.

بنابر اساس آیات و روایات، بهشت در برابر تقوا و عمل صالح به بندگان عنایت می‌شود و اتّصال به حقیقتِ کلمه طیّبه، مورث تقوا و عمل صالح است، کسی که تمام وجودش را نور توحید گرفته نمی‌تواند آلوده دامن، زندگی کند و نمی‌تواند از اجرای واجبات الهی و انجام خیرات دور بماند.

انسان تا در مقام یقین جای نگیرد و تا دل او با سیر در آیات آفاقی و انفسی و سیر در واقعیّت‌های شرع مطهّر به نور معرفت، روشن نشود و تا از تمام محرّمات با کمال اراده و سرسختی کناره نگیرد و تا به واجبات و انجام اعمال صالح آراسته نشود، «لا إله إلّا اللّه» گفتن او بها و قیمت بهشت نیست.

 

ثواب شگفت انگیز ذکر «لا اله الا اللّه»

عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ لِمُوسَی بْنِ عِمْرَانَ یَا مُوسی لَوْ أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَعَامِریهِنَّ عِنْدی وَالْأَرَضینَ السَّبْعَ فی کَفَّةٍ وَلا إلهَ إلّااللّهُ فی کَفَّةٍ مَالَتْ بِهِنَّ لا إلهَ إلّا اللّه «وسائل الشیعة: 7/ 209، باب 44، حدیث 9132؛ بحار الأنوار: 90/ 196، باب 5، حدیث 18؛ ثواب الأعمال: 15؛ التوحید: 30، باب 1، حدیث 34.»

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند عزّ و جل به موسی بن عمران فرمود: ای موسی! اگر آسمان‌ها و تمام ساکنینش و مجموع زمین‌های هفت گانه را در پیشگاه من به یک طرف ترازو و «لا اله الا اللّه» را در طرف دیگر بگذارند، به راستی که کفّه «لا اله الا اللّه» بر آن کفه ترجیح خواهد داشت.

«لا إله إلّا اللّه» یعنی همه روز خود را به پاکی سر بردن و شب خود را به پاکی و طهارت و عبادت به روز آوردن؛ یعنی در مقابل حوادثی که بر مسلمانان می‌رود بی‌تفاوت نماند، یعنی حلّ مشکلات عباد خدا برای رضای خدا

آری، مجموع آسمان‌ها و زمین در مقابل مسئله توحید که تجلّی در قلب داشته باشد، چه ارزشی دارد؟

مگر همه عالم با تجلّی توحید در قلب، قابل مقایسه است، سماوات و ارضین و سکان آن‌ها ماده‌ای جز خاک یا آتش یا نور ندارند، خاک و آتش و نور کجا و حقیقت توحید کجا؟

کسی که به حقیقت می‌گوید: «لا إله إلّا اللّه»، کسی که به این شعار والای همه انبیا و امامان علیهم السلام و عاشقان واقعیت قایل است، از قیمتی برخوردار است که همه عالم از آن قیمت برخوردار نیست.

عزیزتر و والاتر و پر ارزش‌تر و با مقام‌تر از اهل توحید در همه عالم نیست، اهل توحید، آن هم توحید به حقیقت، توحیدی که از آلودگی شرک ولو به اندازه کوچک‌ترین ذره، خالص گردیده، پرقیمت‌ترین موجود خدایند.

کسی که به حقیقت می‌گوید: «لا إله إلّا اللّه»، کسی است که به فرموده حضرت زهرا علیها السلام و حضرت سجّاد علیه السلام، گوشت و پوست و خون و رگ و پی او «لا إله إلّا اللّه» می‌گوید.

او انسانی است که با تمام قدرت، تمام معبودهای باطل درون و برون را از مملکت هستی خود زدوده و جز حضرت دوست معبودی و محبوبی و معشوقی ندارد و هرچه در زندگی بخواهد، فقط و فقط برای او می‌خواهد و بس. این توحید و این معرفت و این کفر زدایی و شرک و نفاق زدایی البته قیمتش از آسمان‌ها و سکّان آن‌ها و زمین، سنگین‌تر است.

در کتب اهل سنّت و شیعه از رسول بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده که فرموده‌اند:

اگر ایمان علی علیه السلام را در کفّه‌ای و ثقلین را در کفه دیگر بگذارند، ایمان علی علیه السلام بر ثقلین سنگینی خواهد کرد، چرا؟ برای این که ایمان علی علیه السلام ایمان خالص و معرفت آن حضرت، معرفت کامل بود و اعمال و اخلاق و رفتار تمام عمر آن حضرت، انعکاس همان ایمان و معرفت بود، به همین خاطر بود که حتی درباره یک عمل علی علیه السلام که شمشیر زدن در جبهه احزاب بود پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: لضَرْبَةُ عَلِیٍّ یَوْمَ الْخَنْدَقِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ الثَّقَلَیْنِ .

یک ضربت علی در روز خندق از عبادت ثقلین برتر بود ؛‌چرا که سرچشمه آن عمل، توحید و معرفت و اخلاص بود.